۱۱/۱۶/۱۳۸۷

آنچه اينترنت بر سر ما مي‌آورد!قسمت دوم

آنچه اينترنت بر سر ما مي‌آورد!قسمت دوم

internet

اينترنت به عنوان سيستمي با توان محاسباتي بيكران، در حال گنجاندن اكثر فناوري‌هاي ذهني ديگر ما در خود است. اينترنت در حال تبديل شدن به نقشه، ساعت، ماشين حساب، تلفن، راديو و تلويزيون ما است.


وقتي اينترنت رسانه‌اي را در خود جذب مي‌كند، آن رسانه در قالب تصوير اينترنت بازآفريني مي‌گردد. اينترنت؛ هايپرلينك‌ها، آگهي‌هاي چشمك‌زن و ساير بازيچه‌هاي ديجيتالي را به محتواي آن رسانه تزريق مي‌كند و آن محتوا را با محتواي تمام رسانه‌هاي ديگري كه قبلاً جذب كرده، احاطه مي‌كند. براي نمونه، يك پيام ايميل جديد ممكن است ورود خود را هنگامي اعلام كند كه در حال مرور آخرين عناوين خبري در سايت يك روزنامه هستيم. نتيجه آن پريشان كردن حواس و تمركز ما است.

تأثير اينترنت در كناره‌هاي صفحه نمايشگر كامپيوتر هم پايان نمي‌يابد. همچنان كه ذهن مردم با حالت ديوانه‌وار اينترنت هماهنگ مي‌شود، رسانه‌هاي سنتي هم ناچارند با انتظارات تازه مخاطبان سازگاري يابند. متن‌هاي متحرك و آگهي‌هاي pop-up به برنامه‌هاي تلويزيوني اضافه مي‌شوند و مجله‌ها و روزنامه‌ها، مقالات خود را كوتاه مي‌كنند، خلاصه‌هاي حاشيه‌اي را در متن مي‌گنجانند و صفحه‌هاي خود را با انبوهي از خبرهاي كوتاه پر مي‌كنند كه مرور كردنشان آسان باشد.

هنگامي كه در ماه مارس امسال، نيويورك تايمز تصميم گرفت صفحه‌هاي دوم و سوم هر شماره خود را به خلاصه‌هاي مقالات اختصاص دهد، سرپرست طراحي اين نشريه در توضيح گفت كه اين ميان‌بُرها، حس سريعي از خبرهاي روز را در اختيار خوانندگاني كه عجله دارند، قرار مي‌دهد و آن‌ها را از شيوه ناكاراتر ورق زدن صفحه‌ها و خواندن مقالات نجات مي‌دهد. رسانه‌هاي قديمي چاره چنداني جز بازي بر طبق قواعد رسانه‌هاي تازه ندارند.

مديرعامل گوگل مي‌گويد، «گوگل شركتي است كه بر گرد علم سنجش بنا نهاده شده ‌است و در تلاش است تا همه كارهايي را كه انجام مي‌دهد، قاعده‌مند كند.»

به گفته نوشته‌ هاروارد بيزنس‌ريويو، گوگل با ترسيم كار خود بر اساس چندين ترابايت داده‌ كه از طريق موتور جست‌وجوي خود و سايت‌هاي ديگر جمع‌آوري مي‌كند، روزانه هزاران آزمايش انجام مي‌دهد و نتايج را براي بهبود بخشيدن به الگوريتم‌هايي به كار مي‌بندد كه به نحوي فزاينده، چگونگي يافتن اطلاعات توسط مردم و استخراج معني از آن اطلاعات را كنترل مي‌كنند.

اينترنت

اين شركت اعلام كرده كه مأموريت آن «سازماندهي اطلاعات جهان و دسترسي‌پذير و سودمند كردن آن‌ها در سراسر دنيا» است. اين شركت در پي يافتن موتور جست‌وجوي بي‌نقص است كه آن را به صورت موجودي تعريف كرده كه «دقيقاً مي‌فهمد منظور شما چيست و دقيقاً آن‌چه را كه مي‌خواهيد به شما بازمي‌گرداند.»

لري پيج چند سال پيش در يك سخنراني گفت: «براي ما، كار كردن روي جست‌وجو، راهي براي كار كردن روي هوش مصنوعي است.»

سال گذشته پيج به همايشي از دانش‌پيشگان گفت: «گوگل حقيقتاً در تلاش است هوش مصنوعي را بسازد و آن را در مقياسي بزرگ به اجرا درآورد.»

اين گمان كه ذهن‌هاي ما بايد مانند ماشين‌هاي سريع پردازش داده كار كنند، تنها در ساز و كار اينترنت تعبيه نشده، بلكه مدل تجاري حاكم بر اينترنت نيز است. هرچه تندتر در اينترنت گشت بزنيم، هر قدر بر لينك‌هاي بيشتري كليك كنيم و صفحه‌هاي بيشتري را ببينيم، گوگل و شركت‌هاي ديگر فرصت بيشتري براي گردآوري اطلاعات درباره ما و خوراندن آگهي به ما به دست مي‌آورند.

بيشتر مالكان اينترنت تجاري، منافعي مالي در گرو جمع‌آوري خرده داده‌هايي دارند كه هنگام پريدن از لينكي به لينك ديگر، پشت‌سر باقي مي‌گذاريم؛ هر قدر خرده‌هاي بيشتر، بهتر

عموما مطالعه عميق، از تفكر ژرف غير قابل تشخيص است. اگر آن زمان‌هاي آرام مطالعه را از دست بدهيم يا آن‌ها را با محتواي غير سودمند پر كنيم، چيزي را قرباني خواهيم‌كرد كه نه تنها براي خودمان، بلكه براي فرهنگ ما نيز مهم است.

در نهايت هم‌چنان كه به كامپيوترها به عنوان واسطه‌هاي ادراك خود از جهان تكيه مي‌كنيم، هوشمندي خود ما است كه به هوش مصنوعي تنزل مي‌يابد.

ماهنامه شبکه

ترجمه: سيدمصطفي ناطق‌الا‌سلا‌م‌

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر